وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِين (سوره آل عمران – 97)
حج یکی از ارکان دین مبین اسلام می باشد.[1] آیه فوق دستور صریحی از سوی خداوند متعال مبنی بر واجب بودن حج است.
در باره حکمت آمدن به حج به چند روایت اشاره می کنیم:
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به فردی که منکر حج بود، فرمودند: «هر که را خدا گمراهش کند و دلش را کور سازد، حق برایش سنگین و ناگوار میشود و دیگر از آن لذت نمیبرد. آن وقت شیطان دوست و همراه او میشود و او را به پرتگاههای نابودی میکشاند و همانجا رهایش میکند.
اما دربارهٔ این خانه (کعبه): خداوند بندگانش را به وسیلهٔ این خانه به عبادت و بندگی فرا خواند تا با آمدن به سوی آن، میزان طاعتشان را بیازماید. به همین خاطر مردم را تشویق کرد که به آن احترام بگذارند و زیارتش کنند. این مکان را جایگاه پیامبرانش و قبلهٔ نمازگزاران خود قرار داد. پس زیارت این خانه، بخشی از خشنودی خدا و راهی است که ما را به آمرزش خداوند میرساند. این خانه بر اساس کمال مطلق بنا شده و جایگاه عظمت و جلال الهی است. خداوند آن را دو هزار سال پیش از آنکه زمین را بگستراند آفرید. و خداوندی که روحها و جسمها را آفرید، از همه شایستهتر است که در آنچه فرمان داده، فرمانش ببرند و از آنچه نهی کرده، باز ایستند.»[2]
در روایت دیگری امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «حکمت حج، وارد شدن به پیشگاه خداست. یعنی آدمی کوچ کند و به سوی خدا برود، برای اینکه بهرهٔ معنوی بیشتری طلب کند و از تمام گناهانی که مرتکب شده بیرون بیاید. حج، یعنی اینکه انسان از گذشتهاش توبه کند و برای آیندهاش آغازی تازه بسازد.
در این سفر، آدم مجبور است خرج کند، جسمش خسته شود، خودش را از شهوتها و لذتهای معمول دور نگه دارد و برای عبادت و فروتنی و افتادگی در برابر خدا، خودش را در گرما و سرما، در امنیت و ترس، پیوسته و مداوم به زحمت بیندازد.
و همهٔ اینها برای همهٔ مردم منافعی دارد: هم برای کسی که به حج رفته، هم برای کسی که نرفته. تاجر، فروشنده، خریدار، کسبه، افراد نیازمند و تهیدست، همه از این گردهمایی بزرگ سود میبرند. اهل هر سرزمین که امکان اجتماع در آنجا را دارند، میآیند تا شاهد منافعی باشند که در این مکان برایشان فراهم است.
و اما دلیل اینکه حج فقط یک بار واجب شده این است: خداوند واجبات را بر اساس توانِ ضعیفترین مردم مقرر کرده. از جملهٔ آن واجبات، حج است که یک بار خواسته شده. بعد از آن، هر کس توان بیشتری داشت، خداوند تشویقش کرده که به اندازهٔ توانش بیشتر انجام دهد...»[3]
امام صادق به نقل از پدرشان علیهما السلام درباره فضیلت عبادت حج می فرمایند: «حج از نماز و روزه هم برتر است. نمازگزار فقط ساعتی از خانوادهاش دور میشود. روزهدار فقط در طول روز از خانواده جدا میشود. اما حاجی بدنش را به سختی میاندازد، جانش را خسته میکند، مالش را خرج میکند و مدتی طولانی از خانوادهاش دور میماند؛ آن هم نه برای سود مالی و تجارت!
پدرم (امام باقر علیه السلام) میفرمود: چه چیزی برتر از انسانی که در روز عرفه، درحالیکه مردم سمت راست و چپش ایستادهاند، خانوادهاش را با خود به حج میآورد و آنگاه با توسل به آنها از خدا حاجت میطلبد؟»[4]
همچنین امام صادق علیه السلام در روایتی حکمت ترتیب اعمال حج را بیان می فرمایند که توجه به آن سبب درک بیشتر نسبت به این اعمال می شود. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «کعبه، خانهٔ خداوند است و محدوده حرم، مانند پرده و حجاب اوست. مَشعَر مانند در ورودى است. وقتى زائران آهنگ ديدار او مىكنند، اول آنها را پشت در نگه میدارد تا اجازهٔ ورود بدهد. بعد آنها را در پردهٔ دوم یعنی مشعر نگه میدارد. وقتى میبيند چه طولانى با خضوع دعا مىكنند، دستور مىدهد قربانىهايشان را نزديك بياورند. وقتى قربانى كردند و آلودگیها را زدودند و از گناهانى كه حجاب ميان آنها و خدا بود پاك شدند، آنگاه فرمان مىرسد كه براى زيارت با پاكى کامل وارد شوند.»[5]
در پایان باید گفت کسی که زائر خانه خدا شود، خداوند به او برکات معنوی و مادی زیادی عطا می کند.
در روایتی امام سجاد علیه السلام می فرمایند: «حج و عمره به جا آورید که بدن های شما سالم، روزیتان زیاد و خرج خانوادی شما از دوش شما برداشته می شود. زائران خانه خدا به سه دسته تقسيم مىشوند: يك دسته بخشیده می شوند و بهشت نيز بر آنان واجب مىشود. يك دسته گناهانشان بخشیده می شود ولى پرونده آنان باز مىماند تا حسنات و سيئات آنان ثبت شود. يك دسته بخشیده نمىشوند، اما حدّ اقلّ پاداشى كه دريافت كنند، جان و مال و خاندانشان از بلا در أمان مىماند.»[6]
در حج علاوه بر اعمال واجب، مستحباتی وجود دارد که در ادامه قسمتی از موارد کاربردی آن رابیان می کنیم.